تنها جایی از این جهان که دوستش می دارد
نه نیمکتی در کنار گور مادر است و پدر
نه صندلی اعتراف در کلیسا
نه بستر بدکاره ای
و نه دامنی نرم, پناهگاه اندامی سپید و فربه و گرم.
در این جهان همیشه برایش
مستراح گرامی ترین مکان هاست
چرا که در آنجا آدمیان غرقند در رضایت خاطر
و ارضای وجود
در مکانی معلق میان ستارگانی بر فراز سرشان
و انباری از کثافت , پایین باسنشان
خلوت گاهی ست به حقیقت عالی
که در آن آدمی حتی
در جشن ازدواجش نیز
با خودش تنهاست.
آنجا جایگاه فروتنی ست
و در آن به روشنی درک خواهی کرد
که تو آدمی هستی
که چیزی را در خود نگه نمی تواند داشت.
«بعل»
برتولت برشت